دوزیستان

۱-در مطلبی با عنوان ردپای یک شبکه ، درباره تأثیرپذیری شدید محمود احمدی نژاد و بعضی دیگر از اعضای حلقه ایشان، مانند مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد پرقدرت و راز امیز رئیس‌جمهور، از دکتر ابراهیم اسرافیلیان در دهه 1360 نوشتم:

"بچه‌های علم و صنعت هم یک گرایش ضدچپ خیلی قوی داشتند... بچه‌های علم و صنعت و آقای احمدی‌نژاد ضدمارکسیست بودند. اساتیدی مثل آقای اسرافیلیان در جمع آنها بود و نگاهشان خیلی نزدیک به دکتر آیت بود. آنها به شدت ضدمصدقی هم بودند... اولویت آنها برای مبارزه، مارکسیسم بود. خطر غرب برای آنها در اولویت نبود. اقای احمدی نژاد می‌گفت مگر ما با تحرکات گروه‌های مارکسیستی و دخالت شوروی در امور کشور مواجه نیستیم؟ اگر بناست که مقابله کنیم چرا آمریکا؟ چرا با شوروی نباید مقابله کرد؟ شوروی که با توجه به خیانت‌های چپی‌ها به این کشور، در اولویت است. چه کسی گفته است تهدید آمریکا جدی‌تر از شوروی است؟»

زمانی که آقای احمدی‌نژاد این استدلال‌ها را مطرح کرد، کردستان و بسیاری از مناطق ایران ناآرام بود و در تمام این حوادث گروهای مارکسیستی حضور داشتند. ولی این امر نمی توانست خط فوق را توجیه کند زیرا امام خمینی (ره)، رهبر کبیر انقلاب، این حوادث را می دیدند ولی خطر اصلی را از جانب «آمریکا» می‌دانستند و گروه‌های کمونیستی را آلت دست آمریکا و صهیونیسم جهانی.

بعضی کارشناسان سیاسی ابراهیم اسرافیلیان را نفر دوگانه انجمن حجتیه و حزب زحمتکشان می دانند. هر چند این ادعا شواهد بیش‌تر می طلبد، ولی قرائنی در دست است که ارتباط انجمن حجتیه و حزب زحمتکشان را ارتباطی مهم و کمتر شناخته شده نشان می‌دهد.

۲- روایت مشهور این است که حزب زحمتکشان، به رهبری دکتر مظفر بقایی کرمانی، از ابتدای تأسیس طرفدارسیاست امریکا بوده است. درجلد اوّل کتاب «مظفر بقایی به روایت اسناد ساواک» (مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، صفحه ۶) در سند مورخ ۲۱ مهرماه ۱۳۲۸ آمده است:

"دکتربقایی درروش سیاسی خود طرفدار سیاست امریکاییها وتوسعه نفوذ انها در ایران میباشد."

درسند دیگری بتاریخ ۲۹ آذر۱۳۲۸ آمده است:

"دکتربقایی و بعضی از دوستان او که روزنامه شاهد را انتشار می دهند ،از قبیل زهری ودکتر عیسی سپهبدی، متمایل به سیاست امریکا می باشند."

و درسند دیگر:

"عبدالقدیر آزاد، دکتربقایی و حائری زاده هرکدام به عنوان تشکیل حزب وجلوگیری از نفوذ کمونیزم در ایران مبالغ هنگفتی از سفارت امریکا پول گرفته اند. می گویند کرایه ساختمانهایی که برای محل حزب مزبور پرداخت می‌شود از همین محل بوده است."

از ابتدای فعالیت سیاسی دکتر مظفر بقایی کسانی مانند سردار فاخر حکمت و حسن پاکروان مادر فرانسوی او، امینه پاکروان، با بقایی رابطه خصوصی و نزدیک داشته و در رشد سیاسی او نقش مهمی داشته‌اند. حسن پاکروان در زمان دولت دکتر مصدق رئیس رکن دوّم ستاد ارتش و بعدها رئیس ساواک شد. این رابطه تا اواخر عمر حکومت پهلوی ادامه داشت و آن‌قدر نزدیک بود که منصور رفیع زاده کرمانی، از افراد فعال حزب زحمتکشان، توسط بقایی به سرلشکر پاکروان، رئیس ساواک، معرفی وبعد از مدتی نماینده ساواک در امریکا میشود و در آنجا به عضویت سازمان سیا در می‌آید. رفیع زاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دستور سرویس اطلاعاتی امریکا مامور سازماندهی امورضد انقلاب درخارج از کشورشد و تا زمان دستگیری بقایی درسال ۱۳۶۶ارتباط خود را با وی حفظ کرد.

منصور رفیع زاده در امریکا روزنامه «شهاب» را برای دانشجویان ایرانی منتشر می کرد. علت انتخاب نام «شهاب» زنده نگه داشتن یاد و نام پدر دکتر بقایی، میرزا شهاب راوری کرمانی، بود.

از جمله کسانی که درانتشار نشریه «شهاب» به رفیع زاده کمک می کردند می توان به القانیان، سرمایه دار صهیونیست ایرانی، اشاره کرد که در ابتدای انقلاب اعدام شد.

http://www.dowran.ir/show.php?id=155297299

http://www.dowran.ir/show.php?id=131691809

درکتاب «زندگینامه سیاسی دکتر مظفربقایی» نوشته شده که انتشار این نشریه متعاقب ملاقات رفیع زاده با مقامات سیا وبا کمک سیا وساواک انجام گرفت.

بقایی دارای ارتباطات جدی با سرلشکر حسن ارفع بود. ارفع، که سال‌ها ریاست ستاد ارتش را به دست داشت، پيوندهاي بسيار قوي با سرويس اطلاعاتي بريتانيا داشت و کلارک نوئل، افسر اطلاعاتي بريتانيا که در نهضت جنگل دستگير شد، داماد او بود.

سرلشکر ارفع از سال‌هاي 1320 با بقايي کار مي‌کرد و این دو نفر مشترکاً سازماني را اداره می‌کردند برای نفوذ در حزب توده و شناسايي افسران توده‌اي.

حزب زحمتکشان بقایی بعد از انقلاب اسلامی ایران برای مقابله با حزب توده وکمونیست ها بخش مذهبی خود را فعال کرد و سعی نمود، همپای انجمن حجتیه، خطر چپ و شوروی را خطر اصلی معرفی نماید. جالب است که نهضت آزادی نیز همین خط را دنبال می‌کرد و خطر اصلی را از جانب شوروی می‌دانست نه آمریکا و انگلیس.

۳-عیسی سپهبدی کارمند سفارت فرانسه و دوست صمیمی دکتر گریدی، رئیس دفتر اطلاعاتی سفارت آمریکا (USIS) در تهران، یکی از نزدیک‌ترین افراد به بقایی بود. براساس کتاب «مظفربقایی به روایت اسناد ساواک»، بیش‌تر مقالاتی که به نام دکتر بقایی در روزنامه های «شاهد» و «صفیر» منتشر می‌شد به قلم سپهبدی بود. او روابط بسیار نزدیک با بقایی داشت و بقایی به شدت تحت تاثیر سپهبدی بود.

عیسی سپهبدی از سال 1932 در پاریس به سر می‌برد و پس از بازگشت بقایی به ایران نیز به طور منظم با او مکاتبه داشت. این مکاتبات و نامه‌های سپهبدی و بقایی در دوران اقامت آنها در فرانسه، بیانگر رابطه بسیار صمیمانه این دو است.

سپهبدی تا بهمن 1325ش/ ژانویه 1947م در پاریس بود؛ ولی ناگهان تصمیم گرفت به ایران بیاید. او در نامه مورخ 24 ژانویه 1947م/ 4 بهمن 1325ش به بقایی که از طریق آدرس شخص ثالثی و نه به طور مستقیم ارسال کرد، نوشت:

«اکنون تغییر بزرگی در پروژه زندگانی من حاصل شده. با اینکه تصمیم قطعی داشتم چند سالی در پاریس بمانم، اکنون، به دلایلی که باید حضورا عرض کنم ناچار به مراجعت هستم و در حوالی 15 اسفندماه آتیه... مسافرت خواهم نمود.»

او آرزو می‌کند که بقایی تا زمان مراجعه او به ایران در کار وکالت موفق باشد تا «خواب روحانی‌« که دیده است، تعبیر خود را آشکار کند. زمان ورود سپهبدی به ایران مقارن با آغاز عملیات بدامن است که توسط شاپور ریپورتر، افسر سازمان اطلاعاتی و جاسوسی انگلیس و با بودجه آمریکا، هدایت می‌شد. همزمان با ورود سپهبدی به ایران رشد سریع بقایی آغاز گردید. در آذر 1326 بقایی، عضو هیات اجراییه موقت حزب دمکرات ایران و دبیر آن و عضو هیات سرّی تصفیه حزب دمکرات ایران شد.

القاء این «خواب روحانی» در مکاتبات بعدی سپهبدی با بقایی تداوم دارد؛ الهامی غیبی که گویا بقایی را به سوی سرنوشتی بزرگ فراخوانده است. بقایی تا پایان عمر به این «الهام غیبی» باور عمیق داشت و بارها ورود خود به صحنه سیاست و عملکردهای خویش را به عوامل ماورای طبیعی نسبت می‌داد که گویا هادی او در مقاطع حساس زندگی‌اش بوده است. برای نمونه، در سال 1336 در نامه‌ای از تهران به علی زهری در پاریس نوشت:

«در چند کاغذ پیش از این دو سوال کرده بودی که چه می‌خواهیم و چه باید کرد؟... در باب "چه باید کرد" جوابی پیدا نمی‌کنم. به گذشته هم که مراجعه کردم، دیدم، خودم هیچ وقت به این سوال جواب نداده‌ام. هر وقت کاری کرده‌ایم، به دلم اثر کرده است یا یک نوع الهام باطنی مرا کشانیده است... و حالا هم (البته به سهم خودم) منتظر اثر قلبی و الهام باطنی هستم که چه بکنم و این حالت فعلی intertie هم اقلا یک قسمتش مربوط به همان نیامدن الهام است. غیر از این هرچه بخواهم بنویسم لفاظی و کلیشه‌سازی خواهد بود...

حالتی است که یکی دوبار در بچگی به من دست داده است و شاید هم برایت گفته باشم؛ زیرا کمتر چیزی هست که من برایت تعریف نکرده باشم... بعدا هم از وقتی که به اصطلاح بزرگ شده‌ام، بارها برایم اتفاق افتاده است که زمان حاضر به نظرم مثل خواب (رویا) آمده است و غفلتا پنداشته‌ام که دارم خواب می‌بینم و وقتی که از خواب بیدار شوم، مثلا در خانه پدرم خواهم بود. در ده سالی که فرنگ بودم، چهار پنج دفعه این حالت به طور intense به من دست داد. بعدها هم همین‌طور. هرچند که در این چند سال اخیر بیش از یکی دو بار این حالت را نداشته‌ام...»

بقایی در نامه‌های دیگرش نیز مکرر از الهامهایی که به او می‌شود یاد می‌کند. به عنوان مثال، در نامه 18 اسفند 1336 به زهری می‌نویسد: «تصور می‌کنم که این هم یکی از الهاماتی بود که این‌طور عمل بکنیم.»

در مجموعه مکاتبات سپهبدی و بقایی تعدادی نامه وجود دارد که رابطه‌ای کاملا متمایز و شگفت را به نمایش می‌گذارد. در این نامه‌ها، که تعداد آنها زیاد نیست، سپهبدی نه دوست بقایی بلکه راهنما و مرشد اوست. نثر نامه‌ها به طور کامل تفاوت دارد و لحن آنها بیانگر نوعی دستورالعمل تحکم‌آمیز و آمرانه به بقایی است. در اینگونه نامه‌ها، سپهبدی از مقام یک استاد روحانی عالی‌مقام با بقایی سخن می‌گوید و او را به عمل قاطع سیاسی فرامی‌خواند.

درسند دیگری بتاریخ مردادماه ۱۳۳۰ در باره پیشینه عیسی سپهبدی آمده است:

«به قرار اطلاع دکتر مصدق و کاشاني نسبت به تشکيلات فعلي حزب زحمتکشان و بعضي اشخاصي که آن را اداره مي‌کنند از لحاظ سياسي و مذهبي نظر خوبي ندارند مخصوصاً دکتر سپهبدي که سابقاً کليمي بوده و فعلاً دين اسلام را قبول کرده و مسئوليت مهمي را در حزب مزبور به عهده دارد. از نظر کاشاني اين موضوع شايسته دقت و مطالعه بيش‌تر مي‌باشد. بعضي‌ها هم مي‌خواهند با استفاده از موقع به شايعاتي که در مورد مداخلات دکتر سپهبدي راجع به امور مذهبي شهرت دارد صورت حقيقت بدهند.»

شمس قنات آبادی از فعالين سرشناس دوران نهضت ملّي شدن صنعت نفت است که با آیت‌الله کاشانی و مظفر بقایی رابطه نزدیک داشت. او، سال‌ها پيش از انقلاب، در خاطراتش، که ساواک مانع از انتشار آن شد، به ارتباطات بقايي با صهيونيست‌ها، از طريق رستگار (شوهرخواهر بقايي)، اشاره کرده است. قنات‌آبادی مدعی است که رستگار، شوهر خواهر بقایی، « از دارودسته يهودي‌هاي سرشناس جهاني است.» قنات‌آبادي مي‌نويسد:

[رندي که مدت‌ها با بقايي زندگي کرده بود، به شمس قنات‌آبادي گفت:] «هيچ مي‌داني دکتر بقايي با صهيونيست‌ها قرارداد عدم تعرض دارد؟ گفتم: چرا مزخرف مي‌گويي؟ دکتر بقايي کرماني پسر ميرزا شهاب کرماني کجا و صهيونيست‌هاي يهودي کجا؟ گفت: هيچ ديده و شنيده‌اي که بقايي در گذشته که هم قلم داشت و هم تريبون و هم حزب و هم کرسي خطابه، در ميتينگ‌ها يک دفعه يک کلمه عليه صهيونيست بين‌الملل سخني بگويد؟ حال آن‌که به هيچ وجه نه در عروسي و نه در عزا دست از سر پور نيکان دريايي (انگليس‌ها) [کنايه از: فرزندان دزدان دريايي. ] برنمي‌داشت. گفتم: نه، نشنيده‌ام، ولي اين دليل نمي‌شود که او طرفدار صهيونيست بين‌الملل باشد. گفت: نگفتم طرفدار آنهاست. گفتم: با صهيونيست‌ها قرارداد عدم تعرض دارد... آخر از چه طريق؟ گفت:‌ از طريق شوهرخواهرش دکتر رستگار که از دارودسته يهودي‌هاي سرشناس جهاني است و صاحب فاز يک اتومبيل‌سازي. گفتم: باز هم اين دليل نمي‌شود. حتي اگر خواهر آدم هم طرفدار شخص يا فکري باشد دليل همفکري برادر نيست. گفت: آدم ديرباوري هستي.»

عباس سلیمی نمین در باره ارتباط بقایی با صهیونیست ها مینویسد:

«مظفربقایی به لحاظ تشکیلاتی ساواک را هدایت می کرد واین حاکی از آن است که چنین فردی با سازمانهای بزرگ یهودی وقدرت ها وسازمان های مسلط بر ایران ارتباط تشکیلاتی قوی داشته وگرنه هرگز نمی گذاشتند روسای ساواک را هدایت کند.» ( مهرنامه ،شماره ۲۴ص۹۱)

۴-نه تنها ابراهیم اسرافیلیان ،بلکه کسانی چون احمد کاشانی وسرهنگ مهدی کتیبه نیز معروف به عضویت یا حداقل سمپاتی مشترک انجمن حجتیه-حزب زحمتکشان می باشند.

۵-ابراهیم اسرافیلیان دریک گفتگو با اشاره به سوابق خود در مقابله با گروههای مارکسیستی می گوید:

«من به دلیل تزریق تفكرات چپ در دانشگاه‌ها، كلاسی در دانشگاه علم و صنعت گذاشتم با عنوان "بعد چهارم: زمان و مساله هستی." در آن كلاس من بیشتر از حركت جوهری ملاصدرا می‌گفتم. یك جلسه هم به دعوت آقای انواری به مسجد جامع نارمك رفتم تا "نقدی بر فلسفه ماركسیسم" را بگویم. به همین دلیل هم چپ‌های دانشگاه روی ما خیلی حساس شدند و این حساسیت تا بعد از انقلاب هم ادامه پیدا كرد. آنها علیه من نشریه دیواری درمی‌آوردند و من هم به صورت طنز جواب آنها را می‌دادم و روی دیوار می‌زدم كه اسم آن را هم "جیغ و داد" گذاشتم.»

روشن است که مقابله با کمونیسم و مارکسیسم، آن هم در فضای چپ زده اوائل انقلاب، کار ناپسندی نیست ولی اگر افراد و گروه هایی تمام توان خود را به مقابله با خطر کمونیسم می‌گذاشتند و کاملاً خطر آمریکا و انگلیس و مهم‌تر از همه خطر صهیونیسم را مسکوت می گذاشتند، و خطر کمونیسم را بیش از حد واقع بزرگ و در این زمینه اغراق می کردند، مسئله به کلی فرق می کند. اینجا دیگر صحبت از مقابله با خطر مارکسیسم نیست؛ صحبت از خط سیاسی معینی است که به دنبال اهداف خاص است و به این دلیل امام خمینی نسبت به آن به شدت حساس بوده‌اند.

در ادامه این گفتگو دربرابر پرسش مصاحبه کننده درباره تسخیر لانه جاسوسی می گوید:

در آن زمان نگاه شما درباره تسخیر سفارت آمریكا و دانشجویانی كه آن اقدام را انجام داده بودند، چه بود؟
اسرافیلیان: ما اصولا دخالتی در آن ماجرا نداشتیم.

نظرتان درباره آن جریان چه بود؟ آنها را چپ‌زده می‌دانستید؟
اسرافیلیان: به نظر می‌رسید كه تسخیر سفارت آمریكا تبعات خوبی نداشته باشد.

پس شما پایتان را هم در سفارت آمریكا نگذاشتید؟
اسرافیلیان: نه، البته آنها هم ما را راه نمی‌دادند.

البته مشخص نیست که احمدی نژاد را نیز پس از تسخیر به سفارت راه نداده اند یا خود حاضرنشده در طول ۴۴۴روز تصرف سفارت آمریکا به انجا قدم بگذارد؟

قالیباف در سخنانی که منجر به شکایت دولت از وی به اتهام نشر اکاذیب شد می گوید:

«پس از تأييد امام (ره) در مورد قضاياي تسخير لانه جاسوسي احمدی نژادمي‌گويد: اين چه کاري بود که امام آمد کرد و اين کار غلط را تاييد کرد؟»

۶- توجه کنیم که مظفر بقایی، رهبر حزب زحمتکشان، نیز مخالف سرسخت اشغال سفارت آمریکا بود. او در دوم دیماه ۱۳۵۸،یعنی ۴۹روز بعد از تسخیر لانه جاسوسی، در محل حزب زحمتکشان طی یک سخنرانی طولانی، که به عنوان "وصیت نامه سیاسی" از ان یاد شده، اشغال سفارت امریکا را محکوم کرد و به انتقاداز امام خمینی پرداخت که چرا به رئیس جمهور امریکا توهین کرده است.

۷-در آبان 1365 «سيد احمد مصطفوي كاشاني، نماينده مردم نطنز در مجلس شوراي اسلامي به همراه چند تن از افسران ارشد ارتش... به اتهام تحريك ارتشيان عليه سپاه پاسداران بازداشت شد. اتهام آقاي كاشاني فرزند آيت‌الله ابوالقاسم كاشاني تنظيم، تهيه و تكثير و توزيع اطلاعيه‌هايي بوده است كه در آن ارتشيان عليه سپاه تحريك مي‌شده‌اند. در اين رابطه علاوه بر احمد كاشاني سرهنگ كتيبه رييس ركن دو ارتش و سرهنگ آگاه نيز دستگير شده بودند.» (خاطرات سال 67 هاشمی رفسنجانی ص71)

هاشمي‌رفسنجاني خبر بازداشت مظفر بقايي در فروردين 1366 را نيز از روزنامه‌هاي آن زمان نقل مي‌كند: يك مقام آگاه گفت: « مظفر بقايي در دوره كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 و پس از آن ارتباط نزديكي با عوامل كودتا و بيگانگان داشته است. احتمالاً دستگيري مظفر بقايي در ارتباط با پرونده سيد احمد كاشاني صورت گرفته است سيد احمد كاشاني... به اتهام تلاشي براي ايجاد اختلاف ميان سپاه و ارتش بازداشت شده بود» ( سال 66 ص 87)

نشریه گزارش، از انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، خبر را این گونه اعلام کرد: «به دنبال مسائلی که حول و حوش تغییر در فرماندهی نیروی زمینی ارتش اتفاق افتاد نیروهایی از جناح راست با استفاده از اطلاعاتی که از این جریان داشتند اقدام به برخورد با مسائل جنگ کرده و با امضاهای مجعول اطلاعیه‌ها و شب‌نامه‌هایی صادر کردند. در این رابطه احمد کاشانی نماینده نطنز در مجلس و نیز چند تن از سران ارتش که سابقه فعالیت در انجمن حجتیه داشته‌اند از جمله سرهنگ کتیبه ریاست رکن ۲ ارتش و سرهنگ آگاه به اتهام شرکت در انتشار مسائل تفرقه‌افکنانه بین ارتش و سپاه توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدند.»

روابط عمومي وزارت اطلاعات در اين باره اعلام کرد:

«اين شب‌نامه‌ها با الهام از ضد‌انقلاب در حساس‌ترين مقطع دفاع مقدس ملت مسلمان ايران منتشر شد تا توجه نيروهاي مسلح را در جبهه‌هاي جنگ به مسائل غيرواقعي بکشاند.»

رادیو بی‌بی‌سی چند روز بعد به نقل از جهانگیر بهروز، سردبیر نشریه اکو، گفت:

«این دستگیرشدگان شب‌نامه‌هایی پخش کرده‌اند که ظاهرا قصد آن‌ها این بوده است که در داخل ارتش یک هسته مقاومت در مقابل سپاه به وجود بیاورند. در مرحله کنونی فعالیت آن‌ها منحصر به تشکیل جلسات و پخش این‌گونه شب‌نامه‌ها در واحدهای نظامی بوده است. در آخرین شب‌نامه‌ای که شماره 7 آن است، به نظامیان هشدار داده شده که در مقابل توسعه نفوذ و قدرت سپاه بی‌تفاوت نباشند، زیرا اگر وضع به همین منوال پیش برود سپاه جانشین ارتش خواهد شد.»

نیروهای نظامی که در این قصه دستگیر شدند عضو شبکه مخفی حسن آیت در ارتش درقبل از انقلاب بوده اند.


من آنقدر راست هستم که آقای خمینی را چپ می‌دانم

‌مشي انجمن حجتيه بعد از پيروزي انقلاب جايگزيني مبارزه با ماركسيسم به جاي مبارزه با بهائيت بود. در این سال‌ها، انجمنی‌ها اهتمام اصلي خود را معطوف به ماركسيسم كردند و در كلاس‌هاي آموزشي خود ماركسيسم را نقد مي‌كردند. آيت‌الله جنتي در اين رابطه گفته است:

«دليل اينكه تكيه‌تان روي ضدانقلاب چپ است و از ضدانقلاب راست غفلت مي‌ورزيد چيست؟ مگر امام آمريكا را شيطان بزرگ نخواندند، مگر ما گرفتار آمريكا در نيم قرن اخير نبوده‌ايم؟ در حالي كه شعار ما نه شرقي، نه غربي است چرا شعار نه غربي را ول كرده‌ايم و شعار نه شرقي را چسبيده‌ايد با اينكه ما تأييد مي‌‌كنيم هر دو براي جامعه بشريت خطر است.»

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809021241

در آن ایام محمود احمدی‌نژاد، که دوران دانشجویی را سپری می کرد، خطر اصلی را شوروی می دانست وبجای تسخیر سفارت امریکا نگاهش به سمت سفارت شوروی بود. البته این تشابه نگاه با انجمن باعث حرف وحدیث ها وگمانه زنی‌هایی در مورد ایشان شده است.

مخالفت با تسخیر سفارت امریکا و پيشنهاد تسخير سفارت شوروي در آن ايام نمي توانسته است در چارچوب بينش و خط مشي امام خميني ارزيابي شود. در آن مقطع امام به شدت در مقابل جابجايي دشمن اصلي انقلاب از آمريكا به شوروي مقاومت داشتند و پيشنهاد تسخير سفارت شوروي به جاي آمريكا بيش از آنكه در چارچوب خط مشي امام قرار گيرد در راستاي تحليل گروه هايي چون انجمن حجتيه قرار مي گرفت.

طاهراحمدزاده، اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب، درگفتگو با نشریه چشم انداز به نقل از آیت الله ربانی شیرازی می گوید:

«بعد از استعفا از سمت استانداري، در خرداد سال 59 براي سالگرد دكترشريعتي مرا به شيراز دعوت كردند. در آنجا به ديدن مرحوم رباني شيرازي نماينده امام در فارس رفتم. جريان را براي ايشان تعريف كردم. خداوند او را رحمت كند، بعد از صحبت من گفت: فلاني تو از ريشه قضايا خبر نداري. گفتم ريشه قضايا چيست كه من خبر ندارم؟ مرحوم رباني گفتند: همان روزهاي اول كه امام از پاريس آمده بودند و در دبيرستان علوي بودند، ما آنجا بوديم كه آقاي خزعلي به اتفاق يك نفر ديگر خدمت امام آمدند. آقاي خزعلي گفت كه انجمني به نام حجتيه وجود دارد كه عليه بهائيت مبارزه مي كرده اند و خدمات بسياري دارند، حالا كه به بركت انقلاب موضوع بهائيت منتفي شده است، اجازه بفرماييد كه اينها با ماركسيستها مبارزه كنند چون اينها اهل منطق و استدلال و اجتماع و… هستند. مرحوم رباني شيرازي گفت: تا آقاي خزعلي اين موضوع را مطرح كرد، بنده يادداشتي به اين مضمون خدمت امام دادم كه اين جريان به فراماسونري و اينتليجنت سرويس وابسته مي باشد و ما بايد از خير مبارزه اينها با ماركسيسم بگذريم. آن مساله در آنجا مسكوت ماند.»

آیت‌الله ربانی شیرازی دراسفند1360 براثر یک سانحه ی رانندگی بسیار مشکوک فوت کرد و پیکر مطهرّش پس از اقامه نماز توسط آیت الله العظمی گلپایگانی در جوار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد. در آذرماه همان سال نیز آیت‌الله دستغیب، امام جمعه محبوب ومجاهد شیراز، به شهادت رسیده بود.

امام خميني اين شيوه نگرش و عملکرد سياسي یعنی پرت کردن نگاهها از خطر آمریکا را چنين توصيف کردند:

«نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با آمريكا هستيم. ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا [هستيم.] اين تفاله‌هايي كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم الان هم هستند... خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي [فراموش] بشود. يك دسته شوروي را طرح مي‌كردند تا آمريكا منسي بشود...» (صحيفه امام، ج 15، ص 29)

درنگاه انجمن حجتیه حتی حضرت امام خمینی ره هم چپ محسوب می‌شد. عزت الله سحابی در گفتگو با هفته نامه شهروند امروز گفته است:

«حاج محمود حلبی رهبری کل جریان را به دست داشت. تفکر ایشان هم به لحاظ اقتصادی اصلا راست بود. به همین دلیل جریان بازار آقای حلبی را می‌پسندید. حتی یک بار ایشان مصاحبه‌ای کردند و گفتند: من آنقدر راست هستم که آقای خمینی را چپ می‌دانم.»

http://aftabnews.ir/vdci3uazut1apv2.cbct.html


شیخ عطار،احمدی نژاد،انجمن حجتیه

بحث ارتباطات احمدی نژاد با انجمن حجتیه قبل از انتخابات رياست جمهوري در مقاله‌اي با عنوان «اسلام امام به نزاع هاشمي آمده است يا اسلام حجتيه» کلید خورد. در این مطلب امده است:

«آقاي احمدي‌نژاد از طريق فعاليت در جنبش دانشجويي به پستي در حد فرمانداري در يكي از استان‌هاي كشور مي‌رسد. استاني كه تحت مسئوليت آقاي شيخ‌عطار از سابقه‌داران انجمن حجتيه بود... در زمان شهرداری نيز آقاي احمدي نژاد آقاي شيخ عطار را به مديريت عامل و سر دبيري همشهري گماردند كه ايشان نيز داراي سابقه فعاليت در انجمن حجتيه بودند.... تا رسيدن به شهرداري تهران از آقاي احمدي‌نژاد اسمي نبود اما از دوراني كه مهدي چمران يكي ديگر از سابقه‌داران انجمن حجتيه به رياست شوراي شهر تهران انتخاب شد شهردار شدن احمدي‌نژاد قابل انتظار بود.»

در ادامه همین مطلب گفته شده است:

«برخي از گروه ها كه در آستانه پيروزي انقلاب از تحليل مشابه انجمن برخوردار بوده اند و ضديت شوروي و كمونيست ها ويژگي برجسته حركت ايشان بود، در عين حال به يكي ديگر از قدرت هاي استعماري، يعني انگلستان اميد بسته بودند. به زعم آنها انگلستان گر چه به غارت ما مي انديشد اما به دين و مذهب ما كاري ندارد

http://www.ettelaat.net/05-07/news.asp?id=7387

http://www.dowran.ir/show.php?id=147427458


حجتیه ،انجمن اسلامی علم وصنعت و جنگ تحمیلی

۱- در ابتدا كه صدام به ايران حمله كرد، انجمن حجتیه هيچ‌گونه عكس‌العملي نشان نداد ولی پس از مدتی خط محكوم كردن جنگ در زمان غيبت امام زمان(عج) را آغاز کرد. شیخ محمود حلبی، بنیان‌گذار و رهبر انجمن حجتیه، در یکی از سخنرانی های خود به صراحت رهبری را مختص امام معصوم (ع) دانست و گفت:

«اول شما يك افسر و يك پيشوا و رهبر معصوم پيدا كنيد، رهبري كه بتواند اداره اجتماع كند روي نقطه عصمت نه عدالت، ديشب گفتم اول او را پيدا كنيد او را اقامه به كار بكنيد. طرح داشته باشيد، نقشه صحيح طبق نظر دين، رهبر معصوم داشته باشيد... از من هم واجب‌ است منبر را ول كنم. هفت تير به كمر ببندم، بروم جلو... اين كلمات علي جايش آنجاست نه هر جايي، نه به هر هدف غلطي و هر راه كجي و معوجي و خلافي... بايد جنگ روي موازين دين به رهبري معصوم نه عادل، عادل كافي نيست... عادل گاهي اشتباه مي‌كند. خون مردم، مال مردم، عرض مردم، ناموس مردم را نمي‌توان داد به كسي كه خطا مي‌كند.»

حلبي حتي درلحنی توهین امیز درباره امام خمینی ره گفت:

«امام زمان(عج) هم كه بيايد خودش جلوتر از همه در لشكر حركت مي‌كند... بنده توي خانه‌ام بنشينم، پلو بخورم، به جناب آقا بگويم برو ميدان، مي‌گويد: برو آقا دنبال كار خودت. خيلي خوب است، خودت بيا عمل بكن....»

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809021241

هادی غفاری در گفتگو با روزنامه اعتماد درباره نفوذ تفکر انجمن در جبهه ها می گوید:

«طرف ديگر هم آقايان با انديشه هاي انحصارطلب و حجتيه اي مي رفتند در جبهه هاي ما قبر مي کندند تا رزمنده هاي ما بروند در قبر بخوابند و ياد قيامت کنند. در راديو و تلويزيون ما تا خيلي بعدها تفکرات حجتيه اي نفوذ داشت که به جاي اينکه به رزمنده ما جان بدهند و مايه و سرود انقلابي و شور و شعور بدهند از مردن مي گفتند و قبر مي کندند. امام پيغام دادند اينها را به جبهه راه ندهيد. فرمانده ها و بچه هاي جبهه بلافاصله هوشيار شدند.»

ضمیمه روزنامه اعتماد، شماره ۲۰۶۵، چهارشنبه ۸/۷/۸۸

http://etemaad.ir/Released/88-07-08/175.htm

حاکم شدن این فرهنگ غیرانقلابی بر جبهه‌ها باعث کمرنگ شدن آرمان‌های انقلاب می‌شد.

۲- مواضع محمود احمدی نژاد و دوستان وهمراهان او در انجمن اسلامی دانشگاه علم وصنعت در بحث جنگ مواضعی خاص بوده است. باقر علایی از دانشجویان دانشگاه علم وصنعت درباره نظر تیم محمود احمدی‌نژاد درباره جبهه وجنگ می گوید:

«در سال 65، بحث طرح اعزام شش ماهه دانشجویان به جبهه مطرح شد. آنها در انجمن مخالف این طرح بودند و می‌گفتند که دانشگاه یک سنگر است و جبهه یک سنگر دیگر و بنابراین لازم نیست همه دانشجویان را به جبهه بفرستیم. اگر اطلاعیه‌های آن زمان آنها را پیدا کنید، می‌بینید که اصلا آنها موافق ایده "جنگ همه‌جانبه" نبودند و با این دیدگاه زاویه داشتند. برای همین هم بود که در سال 66 بچه‌های منتقد با عنوان دانشجویان رزمنده در برابر آنها انتخابات برگزار کردند و دفتر امام در دانشگاه هم نتیجه انتخابات را تایید کرد.»

http://www.ensani.ir/fa/content/46026/default.aspx

محمد باقر قالیباف نیز از عدم حضور محمود احمدی نژاد در جبهه های جنگ خبر داد و گفت:

«آقاي احمدي‌نژاد حتي سابقه يک ساعت و يک روز جبهه را ندارند. احمدي‌نژاد حتي يک روز سابقه قبل از انقلاب ندارد. حتي يک سيلي در راه انقلاب نخورده است. اگر بوده بيايد بگويد. احمدي نژاد اگر يک روز در جبهه بوده تا حالا هزار بار گفته بود.»


احمد و محمود

احمد اذری قمی از روحانیون حامی انجمن حجتیه و لیدر جریان راست در دهه ۶۰ بود. او در دفاع از انجمن گفته است: «اینها کلمه "حکومت الله" رادرمتون شان داشتند ومی گویند شرکت نکردن شان در مبارزات ضد پهلوی با اجازه فقیه بوده است.»

آذری قمی درجریان انتخاب نخست وزیر و نظر امام در این زمینه نامه تندی به امام نوشت و به سی تن از علمای قم رونوشت داد وحمله بی سابقه ای به امام خمینی کرد. در این نامه، که هاشمی رفسنجانی در پاورقی دوم صفحه ۳۰۸ خاطرات سال ۱۳۶۳ متن آن را نقل کرده، چنین آمده است:

«پس از سخنان اینجانب در روز چهاردهم مرداد ۱۳۶۳ در مجلس شورای اسلامی که ضمن آن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را در ۲۰ سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی ترین روزهای انقلاب اسلامی کرده بود. تأکید کردم که ولی فقیه حق تعیین تکلیف و صدور احکام برای مجلس را ندارد. دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شیخکی به نام قرائتی به خانه ام آمد و به روایتی از حاج احمد خمینی که پیام پدرش را به قرائتی ابلاغ کرده بود، به این مفهوم به من ایفاد کرد: “به آقای آذری قمی بگویند که نفوذ و مقام ایشان به گرد پای نفوذ و مقام شریعتمداری در میان علمای اعلام می رسد. بهتر آن است دیگر پا را از گلیم خود درازتر نکنند.” وقتی این شیخک این پیام را ابلاغ کرد او را با شدت و عصبانیت و تربیتی که سزاوارش بود از خانه بیرون کردم و پس از آن به تحقیق پرداختم و دیدم که این پیام صحت دارد. بنا بر این لازم دانستم این پیام را به شخص آقای روح الله خمینی بنویسم و ۳۰ فقره رونوشت آن را برای ۳۰ تن از علمای اعلام و دلسوخته ای که در این پنج سال شاهد از بین رفتن احکام شرع و التقاط این احکام و نفوس با فتواهای نادرست بوده و دلی خونین دارند بفرستم.»

اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علم وصنعت به رهبری ثمره هاشمی و محمود احمدی نژادارتباط بسیار نزدیک با آیت الله اذری قمی داشتند.

این تیم در دانشگاه علم وصنعت در مقابل بحث جنگ فقر وغنا، که توسط امام در سال ۱۳۶۶ مطرح شد، واکنش نشان داد.

باقر علایی در گفتگو با هفته نامه شهروند امروز در این زمینه می گوید:

«در سال ۶۶ که بحث "فقر و غنا" مطرح شد... امام گفت که جنگ ما جنگ فقر و غناست. آن زمان این آقایان هم از همان موضع ... [مخالف با نظر امام] حمایت می کردند. جالب است که این دوستان امروز خودشان بحث فقر و غنا را مطرح می کنند. گویا شرایط زمان و مکان و بلوغ سیاسی اقتضا می کند که آنها دیدگاه شان را تغییر بدهند.»

۸- مرحوم آیت الله توسلی، رئیس دفتر حضرت امام خمینی ره، درباره دشمنی انجمن حجتیه با حضرت امام خمینی ره گفته است:

«در يكى از سخنرانى هايم گفتم دو گروه همواره مى خواهند از امام انتقام بگيرند، يكى آمريكا كه امام ابهت آمريكا را شكست و يكى انجمن حجتيه كه امام از همان روز اول مى دانست اينها چه كسانى هستند. مسئله انجمن حجتيه عادى نبود. بگونه ای که روسای انجمن تا واپسین لحظات پیروزی انقلاب می گفتند: امام سیزدهم درپاریس نشسته ومردم را جلوی گلوله می فرستد

درماههای نخست پس از پیروزی انقلاب، فعالان انجمن حجتیه، مطابق اموزش تشکیلاتی که به انها داده شده بود، می گفتند:

«این روزها (بعد از انقلاب) امام زمان دارداز یاد می رود، امروز روز غربت امام است، چون یکی از خوبان خواب دیده که کشتی امام زمان برگل نشسته.» (مهرنامه، شماره ۲۵، ص۸۴)

حیدر رحیم پور ازغدی، از مبارزان قبل از انقلاب، درباره دشمنی انجمن با امام خمینی ره میگوید:

«انجمن حجتیه می خواهد با پرداختن به جمکران مرقد امام خمینی... خلوت گردد. حرم امام خمینی خار چشمشان میباشد. آنها به مسجد جمکرانی که تا دیروز خلوتگاه اهل راز ونیاز بود انچنان پرداخته‌اند که چون مرکزی توریستی- زیارتی گشته است.»


ظهور ومحمود؟!

شایعات وابستگی و تعلق بعضی یاران وهمراهان احمدی نژاد به انجمن حجتیه از زمان شهرداری محمود احمدی نژاد و ریاست اسفندیار رحیم مشایی بر سازمان فرهنگی وهنری شهرداری تهران پخش شد.

در همان ایام وحید جلیلی در شماره دهم نشریه "سوره" در این زمینه هشدار داد هرچند هشدار او مورد توجه واقع نشد. در آن مطلب امده است:

«یك پیام هم دارم برای آقای رئیس سازمان فرهنگی‌- هنری شهرداری تهران.
برادر عزیز. مرید مخلص حضرت صاحب‌الزمان و حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها باور كن دین به غیر از انجمن حجتیه و همفكرانش مفسران دیگری هم دارد. باور كن حضرت صدیقه سلام‌الله علیها تا وقتی یك گرسنه در كوچه بود حاضر نبود نان جو سفره افطار روزه نذرش را هم تناول كند و می‌فرمود: "از روز قیامت می‌ترسم." سوره انسان را كه ان‌شاءالله خوانده‌ای.
چرا زورت می‌آید حتی یك حدیث اجتماعی از فاطمه ‌و علی و معصومین علیهم‌السلام در و دیوار پایتخت كشور صاحب‌الزمان را زینت كند. به خدا "الملك یبقی مع الكفر ولایبقی مع‌الظلم" هم حدیث است. به فاطمه قسم "الجار ثم‌ الدار" هم حدیث است. به علی قسم "اخذ‌الله علی‌العلماء ای لایقا‌روا علی كظه ظالم و لاسغب مظلوم" هم حدیث است. به صاحب‌الزمان قسم كه حضرتش برای اقامه عدل و گرفتن حقوق مستضعفین از مستكبرین و سرمایه‌دارهای زالو‌صفت ظهور می‌كند. به قرآن قسم امام‌خمینی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی الی بی‌نهایت بیشتر از انجمن حجتیه و مرفهین بی‌درد و سرمایه‌دارهای به‌اصطلاح مذهبی درد دین و عشق علی و حب فا‌طمه و انتظار ظهور داشت. این را كی می‌خواهی بفهمی عزیز دل برادر؟ موقعی كه دهها میلیارد تومن بودجه بیت‌المال را خرج كردی؟ متحجرین احمق و مارهای خوش‌خط‌ و‌خال چند وقتی است كه رویشان را خیلی زیاد كرده‌اند و دارند دهن كجی‌هایشان را به اسلام علوی و حسینی و فاطمی زیادتر می‌كنند. فكر نكنند كه نمی‌بینیمشان و حواسمان نیست. بخواهند در مقابل دین ما بایستند در مقابل همه دنیایشان خواهیم ایستاد.»

در همین ایام، بعضی از رسانه ها و افراد خبر از چاپ نقشه مسير حرکت امام زمان با هزينه هنگفت توسط شهردار تهران دادند ونوشتند:

«به گزارش پايگاه اطلاع رساني "هاتف" اين نقشه که با موضوعيت مسير حرکت امام زمان (عج) تهيه شده واکنشهاي شخصيتهاي سياسي و ديني را دربرداشته است.
بر اساس اين گزارش انتشار اين نقشه با هزينه بسيار هنگفتي در شهرداري تهران انجام شده که پس از واکنش برخي بزرگان نظام اين نقشه ها به سرعت جمع آوري شده است. همچنين گفته مي شود با واکنش بسيار منفي برخي از مسوولان ارشد نسبت به احمدي نژاد وي در جمعي خصوصي اعلام کرده که شايد صلاح نباشد در انتخابات شرکت کند. همچنين يك استاد تاريخ از شنيده هاي خود مبني بر "اختصاص بودجه اي قابل توجه براي اجراي يك پژوهش انحرافي در تاريخ اسلام با موضوع مسير حركت امام زمان (عج) در شهرداري تهران" خبر داده است. وي كه خواست نامش فاش نشود به خبرنگار يکي از خبرگزاريهاي کشور گفت: بر اساس اين طرح مسير حركت امام زمان (عج) پژوهش و شناسايي شده و شهرداري تهران بر اساس آن قصد دارد به باز سازي و نوسازي اين مسير به عنوان "يك تكليف شرعي" بپردازد. اين استاد دانشگاه افزود: حتي شنيده ام مسير روي نقشه اي مشخص و در شمارگان بسيار گسترده چاپ شده ولي به علت برخورد هوشيارانه يكي از مسولان كشور از توزيع آن جلوگيري شده است. وي تاكيد كرده "اگر اين خبر صحت داشته باشد، چنين اقدامي يادآور نقش مرموز يهوديان و وهابيان در بازنوشت تاريخ اسلام است." اين استاد تاريخ افزود: در منابع، مجاري و گزارش هاي مستند مسير حركت حضرت مشخص نيست. علاوه بر اين اگر مسير حركت امام (عج) مشخص باشد. مگر زمان ظهور مشخص است كه بتوان راه يا راه هايي را مشخص و به مردم و سپس به حضرت ارائه كرد؟ وي اظهار داشت: آنچه را از نظر تاريخي و در نگاه مسلمين بويژه شيعيان مسلم است "تعيين كنندگان وقت ظهور از دروغگويانند". اين پژوهشگر تاريخ اضافه كرد: خوشبختانه در ميان مسئولان ارشد كشور كساني هستند كه به تاريخ اسلام آگاهي دارند و اميدواريم نسبت به پديداري مجدد بعضي از اسرائيليان تاريخي در بعضي از رسانه هاي مدرن و سنتي حساسيت به خرج دهند و از انتشار آن جلوگيري كنند.»

با شروع ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد این مباحث کم وبیش ادامه یافت به نحوی که آیت الله توسلی، رئیس دفتر حضرت امام خمینی ره، در مرداد ۱۳۸۴ خطر انجمن حجتیه را گوشزد کرد ودرباره ظهور بابیت جدید هشدار داد:

«وى با انتقاد از نسبت دادن برخى امور به امام زمان (ع) و طرح نظر ايشان در خصوص برخى مسائل عادى گفت: "الان شايع مى كنند كه مثلاً فلانى خدمت امام زمان (ع) رسيده است و گاهى كارهاى كوچك را به امام زمان (ع) نسبت مى دهند و ايشان را در نظر مردم كوچك مى كنند. مسئله امام زمان (ع) مسئله مهمى است و نمى توان به راحتى اين قبيل شبهات را مطرح كرد. وى افزود: خطاب به آقايانى كه اكنون ادعاى رويت امام زمان را مطرح مى كنند اين است كه نگذاريد فتح باب شود. اصلاً بابيت از همين جا ريشه مى گيرد.»

چندی بعد کتابی با عنوان «دهه 80، دهه ظهور» توسط فردی بنام دکتر سید حسین سجادی در مشهد منتشر شد. در اين کتاب مطالبي مندرج است که در سال‌هاي بعد به وسعت رواج داده شد. سجادي نوشت:

«دهه 50 اگر دهه انقلاب بود و دهه 60 دهه جنگ و دهه 70 دهه بازسازي و سازندگي و تجديد قوا و نفس، دهه 80 انشاءالله دهه ظهور است و نهضت و قيام انقلاب و منطقه‌اي و جهاني امام زمان (عج).» (صص 136- 137)

سجادي حوادثي خونين را در منطقه پيش‌بيني کرده است مانند وقوع کودتا در سوريه به فرماندهي «سفياني» (ص 106)، جنگ او با شيعيان لبنان و سپس لشکرکشي به عراق (صص 101- 102) و پيوستن سوريه، به رهبري سفياني، به جبهه آمريکا و سرکوب خونين حزب‌الله توسط آمريکا و اسرائيل و ترور ملک عبدالله، حاکم عربستان، به دست القاعده (صص 131- 132) و غيره که همه علائم ظهور است.

از ديدگاه سجادي، مشخصات «شعيب بن صالح»، شخصيتي که مانند «سفياني» در روايات ظهور نام برده شده، چنين است:

«طبق روايات شعيب بن صالح داراي ويژگي‌هاي زير است: جواني است 1- گندم گون، 2- لاغر، 3- با محاسني کم، 4- صاحب بصيرت، داراي يقين و اراده‌اي خلل‌ناپذير.» (ص 106)

سجادي اين شخصيت احاديث را، که فرماندهي سپاه امام زمان (عج) را به دست دارد، اين‌گونه معرفي کرده است:

«شعيب بن صالح... با مشخصاتي گندم گون و يا سبزه با محاسني کم پشت و متوسط القامه... رئيس و فرمانده نيروهاي ايران است چون احمدي‌نژاد.» (ص 54)

«شعيب بن صالح فرمانده نيروهاي ايراني است و رئيس آن... با مشخصاتي شبيه احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران: سبزه، با ريش کم و از اهالي ري يا اطراف تهران.» (صص 44- 45)

اندکي پس از انتشار کتاب سجادي، کتابي با عنوان «احمدي‌نژاد و انقلاب جهاني پيش رو» در بيروت انتشار يافت که مضموني مشابه را پي مي‌گرفت: شادي فقيه، احمدي نجاد و الثوره العالميه المقبله، بيروت: انتشارات دارالعلم، 2006 ميلادي. شادي فقيه در اين کتاب مطالبي مشابه با مندرجات کتاب سجادي را مطرح کرده است از جمله انطباق «شعيب بن صالح» بر احمدي‌نژاد:

«شادي فقيه... از عمار ياسر آورده که المهدي علي لوائه شعيب بن صالح. و دو سه حديث ديگر هم درباره ويژگي‌هاي شعيب بن صالح ذکر کرده و در انتها اين ويژگي‌ها را با احمدي‌نژاد منطبق دانسته است چرا که او اولاً مردمي شعبي است و ثانياً صالح است. جوان، لاغر، رهبر نظامي و مرد درجه يکي مهم هست. از تهران (ري) آمده، کم لحيه است و جسور و شجاع است؛ اين‌ها ويژگي‌هاي شعيب بن صالح‌اند.» (برداشت اوّل، دوره جديد، شماره چهارم، تيرماه 1387، ص 77)

هاشمی رفسنجانی درسال ۱۳۸۷درباره رسوخ انجمن حجتیه اظهار داشت:

«این جریان امروز در جمهوری اسلامی ایران نیز دایره فعالیت خود را بشدت گسترش داده است و مشغول تدارک و زمینه سازی لازم هستند!»

وی هشدارها ونکات دیگری را نیز بیان داشت:

· بهایی‌ها پشت سر فتنه‌ های مهدویت در دنیای اسلام هستند

· شاگردان شیخ احمد احسایی هر کدام به شکلی دنبال فتنه‌ مهدویت هستند

· اسلام جغرافیایی روش شاگردان شیخ احمد احسایی است و اسلام ایرانی ؛ عربی ؛ ترکی و ... نماد آن است

هاشمی رفسنجانی اسلام ایرانی را مقدمه پیداشدن امام زمان ایرانی می داند. این در حالی بود که چندی بعد قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی اعلام کرد:

"مشایی در تاجیکستان رفته و گفته من ثابت می کنم پیغمبر ایرانی است."

ایت الله مصباح یزدی نیز در این زمینه هشدار داده است:

"مراقب باشیم ثمره خون شهداء و مقاومت‌‌ها در برابر دشمنان به پیدایش سید علی محمد باب جدیدی منجر نشود.

آیت‌الله مصباح افزود: سید علی محمد باب یك طلبه كم سواد بود كه ابتدا مدعی ارتباط با امام زمان شد و سپس به تدریج ادعای قائمیت، نبوت و دست آخر الوهیت كرد و فرقه بابیت و بهاییت توسط او و پیروانش در زمان قاجار اختراع شد. آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به رواج انحراف فكری جدیدی در جامعه و مطرح شدن تعابیری چون «امام زمان(عج) خود جامعه را اداره می‌كند»،‌ تصریح كرد: درست است كه در ابتدا این سخن برای ارادتمندان و علاقه‌مندان به حضرت بقیه‌الله(عج) خوش باشد،‌ ولی وقتی به آن فكر می‌كنیم، می‌توانیم به آینده خطرناك این سخن پی ببریم. این سخن به این معنی است كه اگر خود ولی عصر(عج) جامعه را اداره می‌كنند،‌ نیازی به واسطه و نائب نیست!

دکتر عماد افروغ هدف این جریان را عبور از ولایت فقیه عنوان می کند:

«انتساب غیر روش مند، نا مستند و نا مستدل همه چیز به امام زمان یعنی عبور از ولایت فقیه. بنده شخصاً در این جریان هیچ ارادت مبنایی به ولایت فقیه نمی بینم. ممکن است در انتساب این جریان به انجمن حجتیه حرف و حدیث هایی وجود داسته باشد.اما سخن بنده بیش از آن که اتصال گروهی باشد پیوند فکری و جریانی است و البته ما از انجمن حجتیه و به ویژه انفعال گرایی آن تصوری داریم که متعلق به زمانی است که این انجمن به قدرت نرسیده بود. بنابراین ضمن آن که این تصور هم چنان مشهود است ، ما نمی توانیم صرفا بر اساس ادعاهای قبل از قدرت درباره این جریان قضاوت درستی داشته باشیم. خیلی ها قبل از به قدرت رسیدن حرفهایی می زنند اما وقتی به قدرت می رسند، جور دیگری عمل می کنند. شاید این هایی که امروز به قدرت رسیده اند، تجلی عینی همان عمل منفصل از شعار باشند.»

سقای بی ریا، مشاور واز نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، حتی طرح پاره ای اسامی توسط احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی را متأثر از این تفکر می‌داند:

«به عنوان مثال مقام معظم رهبری راجع به این که آقای احمدی نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد تأکید داشته اند، اما احمدی نژاد اسم آورد. بعدها هم گفت تنها کسی که به من گفت اسم افراد را بیاورم مشایی بود؛ حالا مشایی چه طوری بیان می کند که احمدی نژاد باید این کار را بکند، دیگر برای ما روشن نیست. خلاصه اینکه مشایی نقل می کند که من در حالت معنوی که قرار گرفتم یقین کردم که امام زمان می خواهد که احمدی نژاد اسم افراد را بیاورد. این در حقیقت همان مفهوم و اصطلاح بابیت است که در برابر ولایت فقیه مطرح می شود.»

داوود احمدی نژاد می گوید:

«جریان انحرافی با ‌حربه دیگری آمده است چراکه می‌داند اگر با همان حربه‌‌‌، ‌شکل و لباس جریان‌های گذشته وارد عرصه شود، ملت او را نمی‌پذیرد که البته ‌نخواهد نپذیرفت‌، لکن جریان انحرافی ‌با افراد، روش‌ها و شگردهای دیگری وارد میدان شده و ‌‌با لباس امام زمان (عج) آمده است.»

حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی (زیارتی)، از اعضای دفتر امام خمینی در نجف اشرف و مؤلف کتاب "نهضت امام خمینی" و مؤسس و رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی، می گوید:

«انجمن حجتيه كه اكنون در دفتر رياست جمهوري جاخوش كرده است با تز شيطاني "بايد فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور كند" اختلاس، رشوه و دستبرد به بيت‌المال و فساد اخلاقي و اقتصادي را هرچه شديدتر گسترش مي‌دهد و گراني و تورم و هرج و مرج اقتصادي را دامن مي‌زند تا نظام جمهوري اسلامي را به چالش بكشد و توده‌ها را ضد اين نظام بشوراند تا زمينه براي ظهور امام زمانشان (امريكا ـ انگليس) فراهم شود.»

حجت الاسلام گواهی، مسئول نمایندگی ولی فقیه درسپاه محمد رسول‌الله، از نفوذ انجمن حجتیه در دولت خبر می دهد:

«متأسفانه بعضی از افراد این جریان (انجمن حجتیه) در بدنه دولت نفوذ پیدا کردند و گاهی در مجالس رسمی صندلی خالی برای نشستن امام زمان(عج) در کنار خود قرار می دادند و یا در نماز جماعت در صف جلو جایی برای حضور آقا در نظر می گرفتند و بازاز این فراتر رفتند و فیلمی با عنوان "به سوی ظهور" ساختند وخود را یاران واقعی امام زمان(عج) معرفی کردند وآن را در بین مردم پخش کردند که باز چیزی به جز رسوایی عایدشان نشد و لذا اکنون در انزوای کامل به سر می برند و در حقیقت سرنوشت کسانی که بخواهند با ولایت دشمنی نمایند همین است.»

حجت الاسلام ذوالنور، جانشین پیشین نماینده ولی فقیه در سپاه، گفته است:

« جریان انحرافی معتقد است که در آخرالزمان، غیبت کبری به غیبت صغری تبدیل می‌شود و در این نوع از غیبت، افرادی می‌توانند با امام زمان(عج) ارتباط داشته باشند. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند که مشایی با امام زمان(عج) ارتباط دارد.
در یکی از جلسات هیئت دولت آقای صفار هرندی به آقای احمدی‌ن‍ژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدی‌نژاد در جواب می‌گوید که "حکم است، باید انجام شود". آیا از این گفته، غیر این برداشت می‌شود که ایشان فکر می‌کند توسط رابطی با امام زمان(عج) ارتباط دارد؟

مسول حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات هم در خصوص نفوذ حجتیه هشدار می دهد که منجر به عزل ایشان می گردد.زاکانی در این زمینه چنین گفته است:

"نمود این جریان خطرناک و مشکوک پیرامون جناب آقای احمدی‎نژاد روز به روز نمود بیشتر يافت و کم‎کم کار به‎جایی رسید که چندی قبل مدیر حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات در سخنرانی مبسوطی در داخل این وزارتخانه ضمن کالبدشکافی فتنه ۸۸، علایم و نشانه‎‎های فتنه بزرگ‎تری را برای آینده پیش‎بینی کرد، که به گفته وی ترکیبی از نفاق و انجمن حجتیه آن را راهبری مي‎كند و البته، این گفته که مبتنی بر دریافت‎‎های اطلاعاتی و بدور از گمانه‎زنی‎‎های صرف بیان شده بود سبب شد تا وی از مسئولیت خویش عزل و خانه‎نشین گردد."


روحانيت مانع ظهور

فاصله گرفتن ميان تيم حاکم بر دولت و روحانيت اصيل را ناشي از تفکري خاص مي توان دانست. جرياني در دولت معتقد است که يکي از موانع ظهور روحانيت است. سايت هاي وابسته به اين جريان طي مطلبي تلويحا شش تن از روحانيون را مخالف «امام زمان» معرفي نمودند. سايت‌هاي باکري آنلاين، محرمانه‌نيوز و دولت‌يار نوشتند:

«در هنگامه ظهور يک گروه از مخالفان سرسخت امام عصر بعضي از چهره‌هاي وجيه ديني هستند و لکن اين واقعيت را هم در عصر نزديک به ظهور نمي‌توان ناديده گرفت.»

علي اصغر سيجاني، کارگردان مستند " ظهور بسيار نزديک است"، معتقد است:

«در روايات نيز آمده است، زماني که حضرت امام عصر (عج) ظهور مي‌کنند، عده‌اي از خواص و علما، البته نه همه‌شان، مقابل امام زمان (عج) قرار مي‌گيرند؛ که اين مهم را بايد مد نظر داشته باشيم.»

اين جريان مخالفين خود را "سفياني" معرفي مي کند. در وبلاگ ياران اسفنديار رحيم مشايي آمده است:

«سفياني ها پيش خود انديشيدند که با زدن مشايي، احمدي نژاد را مي زنيم و در نهايت يکه تاز عرصه سياست ايران مي شويم... نمي دانستند که نمي توانند ولي فقيه را به صورت ابزاري استفاده نمايند و رحيم مشايي براي انجام وظيفه و تکليف الهي خويش در بند پست و مقام مانند سفياني ها نمي ماند و هر کجا باشد رسالت خويش را در تحقق جامعه مورد الطفات آقا (عج) انجام خواهد داد. سفياني ها که با ديدگاه کوته بينانه خود نتوانستند درک کنند مفهوم و وسعت معناي کلام ايران و ايراني را- زباني که به اراده خواست الهي به سخن درمي آيد- از هرگونه اجحاف و هرزه گويي نسبت به اين سرباز ولايت فرونگذاشتند و پياده نظام خود را به جنگ اين سرباز ولايت فرستاده اند و به طراحي يک فتنه جديد همت گذاشته‌اند. آري! فتنه اي در راه است! فتنه اي که ابعاد و وسعت و عمق آن خيلي وسيع تر از فتنه اخير است. فتنه اي که اصحاب سفياني با پياده نظام هايشان در مقابل آقايمان (عج) و نائبش (ارواحنا فدا) و شمشير و سرباز ايشان بر مي خيزند. ولي همگان سرانجام اين فتنه را مي دانيم و عاقبت سفياني ها را.»


پروژه مشترک جريان انحرافي ومهدي خزعلي

پس از ماجراي خانه نشيني احمدي نژاد، سايت هاي نزديک به جريان انحرافي خبر از يک اتفاق بزرگ در نيمه خرداد دادند. سايت هفت صبح، چند روز قبل از 14 خرداد طي اقدامي عجيب و غيرقابل تحليل از مومنين و مومنات درخواست کرده بود که براي دفع بلا دست به دعا بردارند. آنگونه که اين سايت مدعي شده بود اخبار ضد و نقيض در مورد بروز تنش و آشوب در روزهاي منتهي به 14 خرداد و احتمال بروز اتفاقات ناگوارمومنين و مومنات را بر آن داشته که شب جمعه 12 خرداد دست به دعا بردارند و براي سلامتي اوليا حق و حفظ آرامش کشور دعا کنند.

سايت نداي انقلاب در اين زمينه نوشت:

«به گزارش نداي انقلاب، ليدر جريان انحرافي در جلسه‌اي كه در اوايل هفته جاري تشكيل شده با اشاره به افشاگري‌هايي كه در خصوص اين جريان شده، براتخاذ سكوت مطلق در اين شرايط تاكيد كرده وگفته است: "اجازه دهيد هر چقدر مي‌خواهند تخريب کنند و دروغ بگويند، ما بايد تا 14 خرداد سكوت مطلق كنيم و روز اوّل رجب روز پايان سكوت ما خواهد بود." وي همچنين با اشاره به انتقادات رسانه ها، چهره‌هاي سياسي و علما از جريان انحرافي گفته است: "روز اوّل رجب آغاز قيام صغراي امام زمان است و ما با آغاز اين قيام به قدرت مطلق مي‌رسيم." ليدر جريان انحرافي همچنين گفته است كه "با آغاز قيام صغري حضرت صاحب الزمان اين جريان به قدرت مطلق مي‌رسد و ديگر هيچ ارتباط و كاري با روحانيت، مرجعيت و ولايت فقيه نخواهد داشت و مستقيماً از ولي عصر تبعيت خواهند کرد." وي همچنين ياران حلقه اوّل خود را به صبري كوتاه مدت تا اوّل رجب فرا خوانده و در اظهار نظر قابل تأملي تصريح كرده است: "به‌زودي اتفاق ناگواري رخ خواهد داد كه به سبب آن داغ دلي به دل خيلي از مدعيان خواهيم گذاشت." گفتني است اين اظهارات ليدر جريان انحرافي در حالي صورت مي پذيرد كه اين جريان منحرف معتقد است كه غيبت امام زمان به دو بخش صغري و كبري تقسيم شده و به موجب آن ظهور نيز شامل ظهور صغري و كبري مي‌باشد و هم اکنون و در ماه رجب ظهور صغري امام زمان شروع خواهد شد. جريان انحرافي تأكيد مي‌كند كه ظهور صغري اوّل خرداد كليد خورده و آنان به عنوان افراد خاص مستقيماً با امام زمان به عنوان "ولي" در ارتباط خواهند بود. نکته قابل تأمل اين انحراف عظيم آنجاست که در روايات و اسناد معتبر تاريخي موضوعي به عنوان ظهور صغري مطرح نشده است. از سوي ديگر بنابر روايات و اسناد معتبر ديني خود امام زمان (عج) از زمان ظهور خود مطلع نيست و مي‌فرمايند که "براي فرج من بسيار دعا کنيد." حال مشخص نيست اين فرقه انحرافي که در دستگاه اجرايي کشور نيز ريشه دوانده اين تفکرات منحط و منحرف را از کجا آورده است؟»

از نکات قابل تامل ومغفول در اين زمينه همراهي دکترمهدي خزعلي با جريان انحرافي در اين بحث بود. او در وب سايت شخصي خود نوشت:

«... نيمه دوّم خرداد نوزادي متولد خواهد شد که رشدي سريع و خارق‌العاده خواهد داشت. تنها نگراني من اين است که اين پديده، که چون لوبياي سحرآميز رشد مي‌کند و چون گودزيلا مي‌بلعد، از کنترل خارج شود و همه چيز را نابود کند. من نگران تأمين غذاي اين مولودم. اين مولود همه چيز را خواهد بلعيد. به صغير و کبير رحم نخواهد کرد. چپ و راست نمي‌شناسد. اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نمي‌داند چيست. او گرسنه است. او تشنه است. تمام سيلوهاي‌تان او را سير و آب سدهاي‌تان او را سيراب نخواهد کرد. از امروز به فکر چاره باشيد، هر چند بسيار دير شده است و برايتان تدبيري نمانده است. فقط مي‌توانم بگويم براي‌تان متاسفم! و براي ملتي بزرگ که بايد شاهد بلعيده شدن همه دار و ندار و هستي‌اش باشد! مردم براي ميهن‌تان دعا کنيد.»

تعلق مهدي خزعلي به انجمن حجتيه پنهان نيست. او درچند مصاحبه به صراحت از انجمن حجتيه دفاع کرده است.

مهدي خزعلي اولين بار هنگامي شهرت يافت که انتشارات وي بنام موسسه فرهنگي انتشاراتي حيان ( ناشر کتب پزشکي) به دليل چاپ کتاب "هوّيت" متهم به ارتباط با سعيد امامي شد.

سايت افتاب در مطلبي با عنوان آيا مشايي همان نفس زکيه هنگام ظهوراست؟ مدعي شد:

«اتفاق بزرگي که بعضي سايت ها وافراد يک جريان خاص از ان مي گويند شهادت مشايي مي باشد. درهمين مطلب امده است که جرياني اورا نفس زکيه اي مي دانند که در استانه ظهور به شهادت مي رسد.»


مشايي وارث و ادامه‌دهنده راه سعيد امامي

سايت رهوا، از سايت هاي مشهور به نزديکي به مشايي، درمطلبي باعنوان آنان که مشايي را نمي شناسند بخوانند، به قلم سيد محمد ميراسماعيلي مدير سايت، به صراحت مشايي را وارث و ادامه‌دهنده راه سعيد امامي مي‌خواند و مي‌نويسد:

«رحيم مشائي به عنوان يک کارشناس ديده بسيار بازي دارد و از حجاب گرفته تا مسائل اتمي صاحب نظر است و ميتوان گفت او کارشناس در همه امور است و اين ويژه گي او را از باقي جدا ميکند.

رحيم مشايي در نگاه اول: فردي خنده رو خوش برخورد و تيزتفکر است و اين ويژه گي را ميتوان در تمام شاگردان و پرورش يافتگان مکتب امام روح الله و بخصوص زمان وزارت آيت الله ري شهري ديد.

خيلي از افراد به مشايي خورده گرفته که او تفکرات عجيبي دارد: امام زمان (عج) را زياد صدا ميکند و همه جا اولين حرفش امام زمان روحي فداء است. حرفش را رک بيان ميکند. اهل بده و بستان نيست و براي خدمت به ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران سرش را هم مي‌دهد. اگر بخواهيم عريان اين کلام را ثابت کنيم ميتوانيم بگويم مشايي يک سرباز گمنام امام زمان (عج) است که در دامان پرورش نسل اول وزارت اطلاعات بزرگ شده است.»

و در ادامه مطلب:

«اگر بخواهيم باز هم اين عرياني را شفاف کنيم بايد بگويم که افرادي که به وجود سعيد امامي (سعيد اسلامي) در وزارت اطلاعات خورده مي‌گرفتند الان به مشايي گير دادند و او را براي خود خطري جدي احساس مي‌کنند چون به خوبي واقف هستند که او بر سر شاه رگ انقلاب و نظام با هيچ کسي معامله نميکند و فرد خاطي را بدون هيچ اغماضي فردقانون گريز را به قانون معرفي ميکند...»

اين مطلب در سايت‌هاي وابسته به این جریان منحصر به فرد و اتفاقي نيست. سايت نوسازي بارها به تجليل از سعيد امامي پرداخته و با مطالبي چون "به بهانه سالگرد شهادت سعيد امامي"، "بازخواني يک حق پايمال شده" و... به حمايت از وي پرداخته است. سايت نوسازي همان سايتي بود که در سال ۱۳۸۶ در مطلبي اقدام به توهين به حجت الاسلام سيد حسن خميني نمود.

سايت صريح نيوز، از سايت هاي اين جريان، با درج مطلبي تحت عنوان «کينه عميق از احمدي نژاد ريشه در تاريخ دارد!» به تحريف تاريخ و تطهير سعيد امامي و وارونه جلوه دادن پرونده «قتل‌هاي زنجيره‌اي» و مواضع مقام معظم رهبري پرداخته است. اين خط جديدي است که جريان انحرافي دنبال می کند.

کليد واژه:

حزب زحمتکشان ملّت ايران، دکتر مظفر بقايي کرماني، انجمن حجتيه مهدويه، انجمن مبارزه با بهائيت، محمود احمدي نژاد، اسفنديار رحيم مشايي، سعيد امامي، قتل‌هاي زنجيره‌اي.


پی نوشت:

۱-مطلب بسیار مهم واساسی حضرت ایت الله مصباح یزدی را حتماباز خوانی کنید.چرا ایشان درباره این جریان میفرمایند:

"خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند."

http://www.jahannews.com/vdcirrazwt1aqw2.cbct.html

۲-در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس بتاریخ ۲۳/۲/۱۳۹۰با اشاره به برانداز بودن این جریان ،گفتم:

"اين جريان در واقع يك مافياي اقتصادي بزرگ را شكل داده است در حدي كه مي‌توان آن را يك باند تبهكار اقتصادي ناميد. به اعتقاد قاسمي، اگر اقدامات اقتصادي اين باند تبهكار ادامه يابد به زودي شاهد تخريب سراسري در همه شاخه‌هاي اقتصاد ايران خواهيم بود."

ایا جز این بوده؟ایا وضعیت اقتصادی غیر از این است؟

 در همان مصاحبه بحث تلاش برای تداوم قدرت در این جریان وتغییر نظام را گفتم:

"از نظر قاسمي، جرياني كه از نظر فكري آلوده و داراي اقتصاد قوي باشد قاعدتاً به دنبال تغيير نظام به نفع خود خواهد بود. وي يادآورشد: اين جريان به تداوم قدرت خود مي‌انديشد و مي‌خواهد در دولت بعدي نيز مانند دولت دهم مطلق‌العنان باشد."

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002191350