تبارشناسی مهرداد عالیخانی
مهرداد عالیخانی معروف به صادق فرزند علی اصغر متولد اسفند ۱۳۴۰به همراه مصطفی کاظمی معروف به موسوی ازامرین قتلهای زنجیره ای در سال ۱۳۷۷بوده است.این دو در دادگاهی که فقط به موارد جنایی رسیدگی نمود،به چهاربار حبس ابد محکوم شدند.البته چندی بعد در زمان علی یونسی با۱۵سال سابقه کار به همراه مصطفی کاظمی بازنشسته شدند. درضمن خسرو براتی فردی که درتمامی قتلهای زنجیره ای به همراه مهرداد دو عضو ثابت بوده اند، شوهرخواهر مهرداد بوده است.
درباره پدر مهرداد یعنی علی اصغرعالیخانی می دانیم که دژبان ارتش بوده است.مهرداد در۹ اسفند ۱۳۴۰متولد می شود. پدرش درحالی که او کمتر از دوسال سن داشته است در سال ۱۳۴۲فوت می کند.
پس از فوت همسرش ، مریم قاسمی تازمان ازدواج مجدد ،کارهای منازل فرزندان عابدین خان(علینقی، مسعود، محمدتقی و...) را انجام می داده وارتباطات زیادی با انها داشته است.
درضمن تنها عموی مهرداد،بنام علی جعفر که پس ازپدر نقش مهمی در زندگی مهرداد داشته است، براساس انچه درفرم گزینش و استخدام مهرداد درکمیته امده است ، دارای ارتباطاتی خاص با ساواک بوده است.علی جعفر درسال ۱۳۶۴فوت نموده است.
خانواده پدری مهرداد بسیار حائز اهمیت می باشد.علی اصغرپسرعمه برادران و خواهران عالیخانی(محمدتقی، علینقی، مسعود، محمدباقر،مینو ، نوش اذر و...) بوده است. یعنی مادر علی اصغرخواهر عابدین و عمه برادران و خواهران عالیخانی بوده است.
درباره ارتباط تنگاتنگ خانواده پدری مهرداد و فرزندان عابدین خان نیز باید دانست که مادربزرگ مهرداد که عمه مسعود و علینقی و...بوده است وقتی درسال۱۳۵۲ فوت می کند درارامگاه اختصاصی خاندان عالیخانی دفن می شود.
بعد از فوت عابدین، اونیز انجا دفن می شود. نقش مادربزرگ مهرداد در ارتباط میان مهرداد و خانواده عابدین قابل بررسی و تامل می باشد.لازم به ذکراست مهرداد درتمام این سالها به دلیل رفت وامد مادرش به منازل فرزندان عابدین و رفت وامد مادربزرگش که عمه انها بوده است با این خانواده ارتباط نزدیکی داشته است و عملا نزد این خانواده بزرگ شده است.پس از انقلاب نیز ارتباطاتی با فرزندان عابدین عالیخانی داشته است.
فرزندان عابدین خان( دایی پدر مهرداد) از خادمان مهم رژیم صهیونیستی می باشند.دراینجا بصورت کوتاه به زندگی و سوابق این خاندان وخدمات انها به رژیم صهیونیستی می پردازیم:
عابدین عالیخانی
عابدین پدر برادران و خواهران عالیخانی در زمان کودتای ۱۲۹۹ درجهدار فوج قزاق، به فرماندهی میرپنج (سرتیپ) رضا خان بود و به این دلیل در سالهای ۱۳۲۰-۱۳۱۵ سرپرستی املاک رضا شاه در تاکستان قزوین و پس از شهریور ۱۳۲۰ سرپرستی املاک تاجالملوک پهلوی، مادر محمدرضا شاه، به وی محول شد.
دراسناد ساواک امده است که فرزندان عابدین خصوصا علینقی مورد حمایت ملکه مادر قرارداشتند زیرا پدرش عابدین خان متصدی املاک ملکه مادر بشمار میرفت.(حسنعلی منصور به روایت اسناد ساواک -صفحه ۲۳)
علینقی عالیخانی
علینقی عالیخانی عضو ساواک و عضو ارشد کمیته اطلاعاتی مشترک رژیم شاه و رژیم صهیونیستی بود.در گزارش ساواک، درباره این کمیته اطلاعاتی مشترک امده است:
"درتاریخ ۲۶،۲۵،۲۴مرداد ۱۳۳۹ کمیته اطلاعاتی مشترک ایران و اسرائیل مرکب از اقایان الموگ ، رابکین ، بابایی به نمایندگی از طرف اسرائیل و انصاری ، عظیما ،کاوه ، عالیخانی ازطرف ایران تشکیل شد."
عالیخانی به عنوان پایه گذار بخش اقتصادی اداره اطلالات خارجی ساواک، مسولیت برقراری روابط اقتصادی ایران و اسرائیل را برعهده داشت.وی درخاطراتش درباره ارتباط با اسرائیل توسط اداره کل دوم ساواک نوشته است:
"... از اين گذشته ارتباطاتي که به علّت حساسيت بايد محرمانه بماند، از راه اين اداره صورت مي پذيرد، مانند تماس با اسرائيل و شيخ نشين هاي خليج فارس. مسئوليت من اين بود که به مسائل اقتصادي مربوطه رسيدگي بکنم. اين دوره براي من فوق العاده آموزنده بود...من تقریبادرتمام روابط اقتصادی که ایران با اسرائیل پیدا کرد حضور نزدیک داشتم.
مهم ترین کاری که در این زمینه انجام دادیم ،درسال ۱۹۵۸توافق برای تحویل نفت به اسرائیل بود وساختن لوله ۱۲ اینچی ای که ازعیلات به حیفا نفت می برد...بطوری که ماشریک شدیم درلوله خیلی بزرگتری که نفت را از عیلات به اشکلون می برد واز انجا تحویل سوپر تانکرها در دریای مدیترانه می داد.
این یکی از مهم ترین سرمایه گذاریهایی بود که ایران هرگز کرده.یعنی هربارسرمایه مان را درمدت کمتر از ۱۸ماه مستهلک می کردیم..اسرائيل براي ما مفيد بود و هست و خواهد بود."
عالیخانی درباره نحوه تصویب قرارداد با اسرائیل هم می گوید:
" درآن زمان مسائل به قدري محرمانه بود که قرارداد ايران و اسرائيل براي تحويل نفت و تشکيل شرکت مختلط، که در سوئيس به ثبت رسيده بود، را
وزير وقت دارائي، ضرغام ،که رئيس شوراي عالي نفت بود، به صورتي مطرح کرد که آنهائي که تصويب کردند نفهميدند که چه تصويب کردند. بنابراين با يک مسائل محرمانه روبرو بوديم، ولي با آنها من تماس دائم داشتم."
(خاطرات علینقی عالیخانی درگفتگو با غلامرضا افخمی)
از دیگر اقدامات عالیخانی، پروژه دشت قزوین بوده است.علی نقی عالیخانی در فیلم مستند "مازیار بهاری" درباره مناسبات اسرائیل و ایران – پیش و پس از انقلاب اسلامی ،ودر کتاب خاطراتش می گوید طرح کشاورزی دشت قزوین از ابتکارات وی بوده است:
"من تقریبا درتمام روابط اقتصادی که ایران با اسرائیل پیدا کرد،حضورنزدیک داشتم.من چندبارخودم رفتم اسرائیل وکاملادرگیربودم ودراین کارخیلی هم ازوجود ان ها استفاده کردیم. اولا توانستیم کارشناسهای خوبی را که در رشتههای مختلف داشتند بیاوریم، کارشناسهای فوق العاده خوب در رشتههای آب و کشاورزی و اینها، کمکهای بسیار جالبی به ما کردند، مثلا برنامه جامع دشت قزوین زیر نظر آنها تهیه شد.
(مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر. کتاب اقتصاد و امنیت، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران،۱۳۹۳، صفحه ۴۶)
در دهه ۱۳۴۰ دشت قزوين به مهمترين مرکز فعاليتهاي کشاورزي اسرائيل در خارج از مرزهاي اين دولت بدل شد.
اهميت پروژه دشت قزوين، به عنوان مهمترين پروژه کشاورزي اسرائيل در خارج، تا بدان حد بود که موشه دايان، وزير کشاورزي اسرائيل، دو بار از دشت قزوين بازديد کرد. در گزارش صادق صدريه، رئيس هيئت نمايندگي ايران در اسرائيل، بهنقل از يکي از کارشناسان اسرائيلي، آمده است:
"با اينکه اسرائيل در بسياري از کشورهاي آفريقايي و آسيايي و امريکاي لاتين فعاليت دارد ليکن برنامه دشت قزوين بزرگترين برنامهاي است که اسرائيليها در خارج از کشور اجرا ميکنند. برنامه مزبور شامل ۲۰۰ دهکده ميشود يعني تقريباً يک سوم مجموع دهکدههاي اسرائيل که فعلاً تعداد آنها بيش از ۶۰۰ دهکده است و بايستي در نظر داشت که در سال ۱۹۴۸تعداد دهکدههاي يهودينشين اسرائيل از ۲۰۰ تجاوز نميکرده است و بنابر اين ميتوان گفت کاري که در دشت قزوين در دست اجرا است از لحاظ اقتصاد کشاورزي تقريبا معادل کاري است که دولت اسرائيل در بدو تأسيس با آن مواجه بوده است."
( محمدتقي تقيپور، «تکاپوي صهيوني در ايران معاصر»، پژوهه صهيونيت، کتاب دوّم، تهران: مرکز مطالعات فلسطين، ۱۳۸۱، صص ۴۲۸-۴۲۷.)
لازم به ذکر است علینقی عالیخانی درسال ۱۳۴۱در دولت امیراسدالله علم وزیر اقتصاد شد .او تا سال ۱۳۴۸در دولت های حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا نیز وزیربود.
سپس تا سال ۱۳۵۰ ریاست دانشگاه تهران را به عهده داشت .از ان پس به فعالیت های اقتصادی پرداخت و ریاست هیات مدیره بانک ایران و امریکا را به دست گرفت.
درسال ۱۳۷۷علینقی عالیخانی و همسرش باپیگیری شبکه ای که دخیل درقتلها بودند، قصد سفر به ایران را داشتند که به دلیل ماجرای قتلهای زنجیره ای ودستگیری مصطفی کاظمی وعالیخانی منتفی شد.
مسعودعالیخانی
مسعود عالیخانی رئیس شاخه زیتون و مشاور مقامات اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل بوده است.
او با استفاده از بورس وزارت خارجه اسرائيل در دانشكده كشاورزي «رخوووت» وابسته به دانشگاه عبري در اسرائيل آموزش ديد. عالیخانی همسري يهودي از آفريقاي جنوبي برگزيد.
(عزري، مئير، يادنامه، اورشليم، ۲۰۰۰، مترجم: ابراهام حاخامي، جلد دوم، ص ۷۱)
مسعود عالیخانی نمایندگی برخی شرکت ها و کمپانی های اسرائیل را نیز درایران برعهده داشت.عزری درابن خصوص می نویسد:
«كمپاني كشتيراني «صيم» كه سال ها پيش در اسرائيل برپا شده بود، در ايران نماينده اي ارمني داشت با نام «بابايان» روزي داويد العازار سرپرست كمپاني صيم به آگاهي من رساند كه نمايندگي بابايان [نماينده پيشين اين شركت كشتيراني] به پايان رسيده و از اين پس مسعود عاليخاني برادر علي نقي عاليخاني وزير صنايع به نمايندگي اين كمپاني برگزيده شده است. باباياني اين جابجايي را خودسرانه خواند. . . »
عزري، مئير، يادنامه، اورشليم، ۲۰۰۰، مترجم: ابراهام حاخامي، جلد دوم، ص ۲۱۵
طبق مندرجات اسنادساواک ، در سال ۱۳۵۴ رئيس ايستگاه موساد در تهران در پايان دوره مأموريتش به جانشين خود چنين توصيه ميکند:
«بدون کمکهاي مسعود کار ما در ايران پيش نميرود.»
پيوند عميق عاليخاني با صهيونيست ها او را از يهوديان نيز «يهوديتر» کرده بود تا بدانجا که در گفتگوي تلفني با رئيس ايستگاه موساد در ايران درباره وضع يک يهودي ايراني تحصيلکرده اسرائيل چنين اظهارنظر ميکند:
«از اين آدم اسرائيلي در نميآيد!»
حسین شریعتمداری مدیر مسول کیهان و از مدیران پیشین وزارت اطلاعات درگردهمایی طرح ولایت در مردادماه سال ۱۳۸۲ در ابعلی می گوید:
"جایگاه مسعود عالیخانی درشبکه زیتون به گونه ای بود که اگر بعضی ازیهودی های ایران کسی را موساد معرفی می کردند به عنوان جاسوس به عنوان منبع عضوگیری کند
،موساد نمی پذیرفت، مگر اینکه مسعود عالیخانی تایید کند."
مینوعالیخانی
مينو عاليخاني عضو ساواک بود. او دوره آموزش اطلاعاتي و فراگيري زبان فرانسه را در اسرائيل گذرانيد و پس ازبازگشت به ايران در اداره کل هشتم ساواک (ضد جاسوسي)، به رياست سرتيپ منوچهر هاشمي، در ارتباط با سرويسهاي بلوک شرق فعاليت ميکرد. او با افسران اطلاعاتي سفارتخانههاي کشورهاي کمونيستي در تهران رابطه نزديک و صميمانه برقرار ميکرد. بيپروايي او در اين روابط تا بدان حد بود که سرتيپ هاشمي در زير گزارش شنود مکالمات مينو با يکي از افسران اطلاعاتي بلوک شرق چنين نوشت: «مينو زن است يا مرد؟»
هم چنین در گزارش ساواک درباره چگونگی کنترل تلفن ماموران و کارمندان نمایندگی رژیم صهیونیستی مستقر در تهران در شش ماهه اول سال ۱۳۵۱ به شنود و کنترل تلفن برخی از این افراد اشاره کرده است. نکته قابل تامل دراین گزارش ذکرنام مینوعالیخانی به عنوان یکی ازماموران و کارمندان شبکه اطلاعاتی اسراییل (زیتون ) می باشد:
"مذاکرات و تماس های نامبرده(مسعودعالیخانی) و خواهرش مینوعالیخانی بااعضاسرویس زیتون گزارش شده است.کنترل تلفن وی مورد موافقت قرارنگرفت."
(محمدتقی تقی پور، استراتژی پیرامونی اسرائیل،موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی،چاپ دوم بهار۱۳۸۵،صفحه ۵۸۴)
محمدباقرعالیخانی
محمدباقرعالیخانی مسول شاخه سیاسی کودتای صهیونیستی نقاب(معروف به نوژه ) و کوچک ترین پسر عابدین خان بوده است. ستوان ناصر رکنی، از عناصر اصلی کودتا که اوراق بازجوییاش حائز اهمیت فراوان است، در تکنگاری به صراحت از محمدباقر عالیخانی به عنوان «مسئول شاخه سیاسی» کودتا نام برده است. شاخه سیاسی براساس انچه تیمسارمحققی از فرماندهان کودتا در دادگاه گفت ، پیگیر بمباران بیت حضرت امام ره بوده است.
باقر عالیخانی در جریان کودتای نافرجام نقاب دستگیر شد. او هشت ماه زندانی بود ولی به رغم تیرباران گردانندگان شبکه فوق به طرزی مرموز آزاد شد . اخبار حاکی از ان است که محمدباقرعالیخانی تاسالها بعد درایران مانده وچندسال پیش درایران فوت کرده است.محمدباقر عالیخانی پس از انقلاب گرداننده شبکه مسعود در داخل بوده است.رابطه مهرداد عالیخانی با محمدباقر درتمام سالهای بعد انقلاب قطع نگردید.
محمد تقی عالیخانی
محمدتقی عالیخانی فرزند ارشد عابدین بوده است. براساس انچه درخاطرات برادرش علینقی عالیخانی امده ،کمونیست بوده است.محمد تقی نیز دارای ارتباطاتی با اسراییلی ها بوده است.
بعد از انقلاب ساکن امریکا بوده و درضمن برخی اپارتمان های بالای سفارت سابق رژیم صهیونیستی بنام اوبوده که در سال ۱۳۷۴به ایران امده و برخی از انها را میفروشد .
محمد صفا حائری:
صفا حائري شوهر نوش آذر عاليخاني، خواهر برادران عالیخانی (مسعود،علینقی ،محمدباقرو...) است. همسر اوّل صفا حائري نيز پس از طلاق با محمدباقر عاليخاني ازدواج کرد. صفا حائري با مسعود عاليخاني رابطه صميمانه داشته و از همکاران سرويس اطلاعاتي اسرائيل در ايران بهشمار ميرود. طبق اسناد ساواک، زماني که صفا حائري نمايندگي سازمان تلويزيون ايران در بيروت را به عهده داشت، چنان در دوستي با اسرائيليها بيپروا بود که سازمان فتح تهديد کرد مرکز تلويزيون ايران در بيروت را منفجر خواهد کرد.
نکته پایانی:
مهرداد عالیخانی در شهریور ۱۳۶۲فرم گزینش کمیته انقلاب اسلامی را پرنموده است، بنابه روایتی مدتی پیش از ان درکمیته مشغول بوده است.پس از تشکیل وزارت اطلاعات نیز به ان وزارتخانه می پیوندد.
چه کسانی درجریان جذب و گزینش و استخدام مهرداد عالیخانی درکمیته و وزارت بوده اند؟ ایا گزینش گران از چنین سوابقی مطلع بوده اند؟
بنظر نمی رسد درباره چنین فردی با چنین سوابق خانوادگی گزینش لازم برای پیوستن به مجموعه های امنیتی به عمل امده باشد.
@hosseinghasemi57
ارتباط با ادمین
@hosseinghasemi1357
حسین قاسمی هستم.